الشيخ محمد علي الگرامي القمي
14
مالكيت ها ( فارسى )
نويسندگان معاصر ، اقتصاد را به عنوان يك علم اجتماعى تعريف مىكنند كه رفتارهاى انسانى را در برابر وسائل كمياب به منظور رسيدن به هدفهاى كثير بررسى مىكند . « 1 » برخى از اينها مىگويند : ممكن است پسنديدهتر به نظر آيد كه اقتصاد به مثابه علمى تعريف شود كه بهترين طرز تركيب وسائل كمياب را براى رسيدن به هدف مشخّص ، معيّن مىكند . « 2 » برخى نويسندگان بر هدف و موضوع واقعى دانش اقتصاد ، تأكيد ورزيده ، مىگويند : علم اقتصاد از يك سو به عمليات اساسى توليد ، توزيع و مصرف كالاها ، و از سوى ديگر به تأسيسات و فعاّليتها به منظور تسهيل اين عمليّات مىانديشد . « اگر كليهء افعال انفرادى يا جمعى انسان ، موضوع مجموعهء علوم اجتماعى را تشكيل بدهد ، قلمرو خاص اقتصاد به اعمالى تقليل مىيابد كه كالاهاى مادّى را در سازمانى مشخّص به كار اندازد . « مىتوان اذعان كرد كه روش اقتصاد ، هم ميدان فعاّليتهاى به خصوص توليد و توزيع و مصرف ، مىباشد ، و هم صورت ويژهاى از مجموعهء فعاّليتهاى انسانى است » . « 3 » به نظر آدام اسميت ، علم اقتصاد تحقيق ماهيّت و علل ثروت ملّتها
--> ( 1 ) - مبانى علم اقتصاد به قلم ژاكمن و تولكان ترجمهء دكتر منوچهر فرهنگ . ( 2 ) - همان مدرك . ( 3 ) - همان مدرك .